محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
494
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
و ارحل المطايا : بستن بار بر پشت مركبها براى رحيل . ساختار ادبى حقا : صفت براى مفعول مطلق محذوف و در اصل چنين بوده است : « اقول قولا حقا » . العظات : اگر مرفوع باشد ، فاعل « كاشفتك » است و اگر منصوب باشد ، بنابر نزع خافض است و فاعل آن ضمير مستترى است كه به دنيا بازمىگردد . لرب : « لام » براى تاكيد است . محلا : مفعول دوم « يوطنها » است . محلا ، دارا : تميز هستند . كم : از نوع خبرى و مبتدا و محلا مرفوع است و خبر آن نيز « داحضة » است . يوم ذاك : ظرف و متعلق به « داحضة » است . شرح و تفسير ( ما الدّنيا غرّتك و لكن بها اغتررت و لقد كاشفتك العظات ) همه رخدادها و پديدههاى دنيا مايه اندرز و عبرت است و تنها انسانهاى كور از آنها چشم مىپوشند و جز گمراهان به آن غره نمىشوند . ( و آذنتك على سواء ) حقيقت خود را از روى عدل و انصاف به تو نشان داد . اين تعبير برگرفته از قرآن است : « پس اگر روى برتافتند بگو به [ همه ] شما بهطور يكسان اعلام كردم و نمىدانم آنچه وعده داده شدهايد آيا نزديك است يا دور . » « 1 » ( و لهي بما تعدك
--> ( 1 ) . فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ آذَنْتُكُمْ عَلى سَواءٍ وَ إِنْ أَدْرِي أَ قَرِيبٌ أَمْ بَعِيدٌ ما تُوعَدُونَ انبياء / 21 : 109 .